نقد و بررسی جایگاه مذهب در دیدگاه تمدنی جامعه اشتراکی مارکس

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانش پژوه دکتری تاریخ تمدن اسلامی مجتع آموزش عالی تاریخ، سیره و تمدن اسلامی (جامعة المصطفی العالمیه)

چکیده

مذهب در جامعه اشتراکی مارکس نه‌تنها جایگاه قابل‌توجهی نداشت. بلکه وی معتقد بود مذهب در فضای گسترده­ی تلاش تمدنی، باعث رکود فعالیت­های فردی و اجتماعی انسان می­شود و­ در سطح عالی از رسیدن انسان به مرحله­ی تمدن سازی جلوگیری می­کند، مذهب ازنظر وی هماره تمدن سوز بوده تا تمدن ساز، زیرا مارکس بیشتر مذهب را، عامل بی‌تحرکی و سستی می‌دانست، کارل مارکس بر این عقیده بود، چون‌که سردمداران سرمایه­داری از مذهب همیشه استفاده‌ی ابزاری می‌کردند، برای توجیه اعمال ناشایست خود، آئین‌های مذهبی را با غیر آن مخلوط می‌ساختند. جایگاه مذهب در فعالیت­های مهم نظامند اجتماعی و تشکیل تمدن به‌وسیله‌ی آن غیرممکن به نظر می‌رسید، اما تحولات و دگرگونی‌های جهانی امروزی نشان داد که معنویت برخاسته از نظام دینی از نیازی­های مبرم بشریت امروزی است، همین‌طور نظام سوسیالیستی روسیه مجبور شد، در رویکرد تقابلی با مارکس نسبت به مذهب تجدیدنظر غیرقابل‌تصور کند و مذهب را مخصوصاً در اسلام، به فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی باز­گرداند.

کلیدواژه‌ها