شیعیان در قرنهای متقدم کتابهای مهمی در سیره پیامبر (ص) و ائمه معصومان (ع) نگاشتهاند که در دورههای بعد بارها مورد استناد و استفاده قرارگرفته و از شهرت درخوری برخوردارند، اما در این نوشتار به کتابی در سیره نگاری امامیه پرداخته میشود که تأثیرات پر باری را فرهنگ و آموزههای شیعیان داشته است اما آنچنان موردتوجه کتابهای سیره نگاشته شده پسازآن واقع نشده است. در این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی ابتدا به محتوای کتاب اشارتی میرود و آنگاه به بررسی روش و بینش در این کتاب پرداخته میشود. به نظر میرسد که روش غالب در این کتاب بر اساس روش روایی است که در دوره نگارش این کتاب رواج فراوانی داشته است اما بینش در این کتاب بینش تربیتی است که در بین کارهای مشابه زمان خویش یکتاست و نشانههای تأثیرگذاری آن بر جامعه اسلامی و شیعی تاکنون نیز بسیار مشهود است.