دانشپژوه دکتری تاریخ تمدن اسلامی، جامعة المصطفی العالمیه
چکیده
بررسی سیر تحولات تمدنها از شکلگیری تا زوال آنها نشان میدهد که جوامع در درون خود مدام در حال تغییر و دگرگونی هستند.در طول تاریخ، تمدنهای بسیاری تکوین یافته، رشد کرده و نهایتا به افول گرائیدهاند. از این رو، چند پرسش اساسی مطرح میگردد؛ آیا افول و مرگ تمدن ها امری حتمی است؟ چه چیزی موجب میشود که تمدنی دیگر یارای ماندن نداشته باشد و نتواند ادامه دهد ؟ اندیشمندان بسیاری در حوزهی فلسفهی تاریخ در صدد پاسخ برآمدهاند. آموزههای دینی نیز بر مطالعه و تأمل نسبت به سرنوشت جوامع و امتهای پیشین تاکید دارد و مومنان و اهل تحقیق را به عبرت آموزی و تأمل و تدبر در احوال امتها فرامیخواند. در این نوشتار نیز تلاش شده است علاوه بر بررسی نگاه قرآن به مقولهی حیات و مرگ جوامع و تمدنها، به آرای صاحبنظران این حوزه نیز نظری افکنده شود. در کل، قرآن به فرجام جوامع انسانی و تمدنها دو نوع نگاه جزئی و کلی نگر دارد. در نگره ی جزئی، جوامع هریک مراحلی دارند که از زایش آنها شروع و پس از فراز و فرودهایی نهایتا به مرگ آنها ختم میگردد؛ مرگی که البته از نظر قرآن امری حتمی و ناگزیر نیست. در نگاه کلی نگر، جوامع و تمدن ها یک حرکت خطی تکاملی دارند که در مسیر نهایتی مطلوب، به جامعه و تمدنی آرمانی می رسند و بدین ترتیب، تمدن ها و جوامع انسانی پایانی خوش و نوید بخش مییابند.