دانش پژوه دکتری تاریخ معاصر جهان اسلام، گروه تاریخ تمدن اسلامی، مجتمع تاریخ سیره و تمدن اسلامی، جامعه المصطفی العالمیه، افغانستان.
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تبیین چرایی و چگونگی تداوم سلطه سیاسی پشتونها در ساختار قدرت افغانستان معاصر از سال ۱۸۸۰ انجام شده است. این تحقیق با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی، عوامل داخلی و بینالمللی مؤثر بر این استمرار را واکاوی کرده است. یافتهها نشان میدهد که در سطح داخلی، سیاستهای پشتونسازی نهادهای دولتی و تسلط انحصاری بر نهادهای کلیدی نظامی و اداری نقش اساسی داشتهاند. در سطح بینالمللی، رقابتهای ژئوپلیتیک (بازی بزرگ) و ترجیح قدرتهای استعماری و منطقهای بر اقتدارگرایی مرکزی برای مدیریت منازعات، به تثبیت این ساختار مسلط یاری رسانده است. از سوی دیگر، فقدان گفتمان فراگیر ملی که جایگزین هویتسازیهای قومی شود، مانعی جدی برای گذار به نظامی متکثر محسوب میشود. در نهایت، پژوهش مشخص میکند که این تداوم، حاصل همافزایی میان مشروعیت تاریخی رهبران کلیدی، عدم شکلگیری آلترناتیوهای سیاسی پایدار، تسلط ساختارهای حکومتی و حمایتهای منطقهای و بینالمللی در بستر بیثباتی مزمن این کشور بوده است.